مجلس و قانونی که ربطی به فلسطین ندارد
(محمد اصغری)May 13, 2020
🔺️در نقد طرح مقابله خصمانه با اقدامات رژیم صهیونیستی علیه صلح و امنیت منطقهای و بینالمللی
جنبش تحریم و بایکوت اسرائیل، حرکتی فراگیر و مستقل در جهان است که در سالها اخیر بارها توانسته منافع رژیم صهیونیستی را به خطر بیاندازد، به گونهای که امروز در بسیاری از کشورهای غربی، صهیونیستها و حامیانشان به دنبال ایجاد محدودیت در فعالیتهای این جنبش مدنی هستند.
بایکوت جهانی اسرائیل در سالهای گذشته جواب داده، آن هم درست وقتی که بسیاری از ایدههای پیشین حمایت از فلسطین به بنبست خورده و کارایی خود را از دست داده است. اما چرا BDS موفق است؟ شاید دلیل اصلی موفقیت این حرکت را باید در ماهیت مردمنهاد آن جست؛ جنبشی که خوشبختانه هنوز نه به کمکهای مالی ترکیه و قطر آلوده شده، و نه در تور جمهوری اسلامی افتاده. ابتکاری که بر اساس تلاش کنشگران مدنی در سراسر جهان پیش میرود و از ظرفیتهای دموکراتیک کنشگری در کشورهای مختلف برای پیشبرد اهداف خویش بهره میبرد. بایکوت، عدمسرمایهگذاری و تحریم سه راهکار واقعی برای مبارزه با یک رژیم آپارتاید است. در اهداف این جنبش خبری از سلطهجویی، اقتدارطلبی و نفی عاملیت مستقل فلسطینی نیست. اساسا آنها که به این حرکت میپیوندند، انگیزهای جز حمایت از فلسطین ندارند؛ و همین مساله حمایت آنها را برای همه، و حتی خود فلسطینیان، باورپذیر مینماید.
قدرت BDS نیز از توان آن برای ایجاد فشار مدنی منبعث میشود. اینجا خبری از داغ و درفش نیست، بلکه این خود مردم هستند که افراد را برای بایکوت اسرائیل و عدم حمایت از آن تحت فشار افکار عمومی میگذارند و با همین اهرم فشار، تا کنون بارها توانستهاند چهرههای مطرح را از همکاری با اسرائیل منصرف سازند، و یا قرارداد کمپانیهای صهیونیستی و رویدادهای مختلف فرهنگی، هنری و ورزشی را ملغی کنند.
هرچند میتوان با برخی رویکردهای BDS در قبال راهحل نهایی مساله فلسطین مخالف بود، چنانکه این قلم خود از منتقدان آن است، اما پرواضح است که امروز این جنبش مردمنهاد در میانهی افشال مدعیان حمایت از فلسطین، موفق بوده و از رهگذر همین موفقیت، تبدیل به چالشی بزرگ برای رژیم صهیونیستی شده است.
اما برگردیم به خودشیرینی اخیر مجلس ایران؛ مجلس شورای اسلامی روز گذشته دو فوریت طرح مقابله خصمانه با اقدامات رژیم صهیونیستی علیه صلح و امنیت منطقهای و بینالمللی را تصویب کرده است. طرحی که در آستانهی فستیوال رسمی روز قدس، اینبار نه با ادعای حمایت از فلسطین، که با تابلوی امنیت منطقهای رونمایی شده است. فراموش نکنیم که مجلس ایران 3 دهه پیش قانون حمایت از انقلاب اسلامی مردم فلسطین را تصویب کرده بود. تفاوت دالهای محوری طرح فعلی با قانون قبلی، خود به خوبی گویای چرخش گفتمانی در قبال مساله فلسطین است. تفوق گفتمان امنیت ملی و مساله شدن مستقل اسرائیل برای جمهوری اسلامی، شاخصه بارز دوران جدید است.
اما از بندهای شلخته و هردمبیل این طرح اگر بگذریم، آنچه جلب توجه میکند، گرتهبرداری گلدرشت این طرح از ایده تحریم جهانی اسرائیل است. شاید برایتان جالب باشد که بدانید جنبش BDS اساسا هیچ فعالیتی در جمهوری اسلامی ندارد، و نگارنده در پرس و جوهای خود از برخی از مسئولین و اعضای این جنبش، به پاسخی جز محدودیتهای ایران برای فعالیت جنبشهای مردمنهاد و مدنی و همینطور اشتهای برخیها برای بلعیدن هر اتفاق خوب بینالمللی و به اختیار خود درآوردن آنها نرسیده است. BDS در ایران فعال نیست، چون جنبشهای مدنی هیچگاه در بسترهای امنیتزده امکان پویایی و تداوم ندارند.
طرح 14 مادهای مجلس، فارغ از برخی بندهای تخیلی و خندهدار آن مثل راهاندازی سفارت مجازی در قدس، قانون پیشتر نانوشتهی ممنوعیت مسابقه ورزشی با اسرائیل را اینبار روی کاغذ آورده است؛ به عبارتی دیگر اگر تا پیش از این ورزشکاری، خودانگیخته یا از سر جبر و ترس، از مسابقه با اسرائیل کنار میکشید، اینبار با یک ممنوعیت قانونیِ اعلامشده روبروست. البته اگر به لطف این قانون، بساط پهلوانسازیهای زوری از برخی ورزشکاران ترسو جمع شود، اتفاق خوبیست. اساسا سبک قبلی انصرافهای زورکی ورزشکاران ایرانی از بازی مقابل حریفان اسرائیلی، خیلی وقتها ربطی به حمایت آنها از فلسطین نداشت و طبعا هیچ منتی هم سر فلسطینیها نبود. برای فهم بهتر این موضوع کافیست به استقبال جامعه فلسطینی از بایکوت ورزشی اسرائیل توسط ورزشکاران دیگر کشورها و تفاوت آن با مواجهه افکار عمومی فلسطینی با انصرافهای تحمیلی ورزشکاران ایرانی نگاه کنیم. البته نمیتوان منکر انگیزههای انسانی و قابل تمجید دستهای از ورزشکاران ایرانی شد، اما همین مساله نیز در غبار جو فعلی، هیچگاه به چشم نمیآید.
حالا و با این طرح، احتمالا بازار نمایشهای سراسر رودربایستی قبلی درباره تحریم مردمی اسرائیل کسادتر خواهد شد. قانونی که حتی از سوی برخی از حامیان ایرانی مساله فلسطین نیز مورد انتقاد است. قانونی که اعتبار خود را از داغ و درفش دارد، نه حمایت افکار عمومی جامعه. امری که ذاتا ماهیتی مردمی باید میداشت، در سالهای گذشته و به واسطه دخالتهای مداوم نهادهای حاکمیتی و طراحیهای سراسر بیگانه با ماهیت اصلی این مساله، نحیفتر از همیشه شده بود و صرفا با دوپینگهای نیمبند پیش میرفت. و پس از معنازدایی از این مساله، حالا بهترین فرصت برای روی کاغذ آوردن آن است. این موضوع البته چالشی فراگیر در بحث سیاستگذاری چیزهای خوب در ایران است. بارها تجربه مشابهی را در موارد دیگر داشتهایم، اتفاق ذاتا خوبی که با دخالتهای نادرست سیاستگذاران و قانوننویسان، کارکرد خویش را به کل از دست داده است. هرچند در این مورد ما با یک چرخش گفتمانی بزرگ نیز روبرو هستیم.
النهایه؛ در همهی این سالها، نهادهای فربه نظامی و امنیتیهای فرهنگی شده، حق انحصاری حمایت از فلسطین را برای خود حفظ کردهاند، آدمهایی که هیچگاه عادت به کارهای مردمی ندارند. حاکمیت در این سالها با ایجاد یک رتوریک انحرافی در قبال مساله فلسطین، اساسا امکان دیالوگ جامعه ایرانی با فلسطین را سلب کرده است. کنشگران به ظاهر مدنی حتی زبان گفتگو با فلسطین را خارج از همان رتوریک امنیتی بلد نیستند. و مساله فلسطین که دیگر نه یک مساله مکتبی، که چالش امنیتی است، ذیل مساله بزرگتری به نام مساله اسرائیل قرار گرفته و مدتهاست به محاق رفته. حمایت از فلسطین پیش از همه، نیازمند آزاد شدن مساله فلسطین از همینجاست. طرح درست این مساله در جامعه و عبور از گفتمانهای رسمی و ایجاد بستر برای پاگرفتن جنبشهای مردمی حمایت از فلسطین، به دور از قیود پدرخواندههای همیشگی، بیش از این قانوننویسیها به درد فلسطین میخورد. کاش اگر مجلسیها راه حمایت از مساله فلسطین را بلد نیستند، لااقل بیش از این به چهره فلسطین در ایران پنجه نکشند!
@muhammadasghari
کاروان جهانی الی بیت المقدس